close
تبلیغات در اینترنت
اتش فیلم
loading
برای حذف لودینگ کلیک کنید.
موضوعات
اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :

عضویت سریع عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
loading

دیالوگی ماندگار از |جدایی نادر از سیمین

دیالوگی ماندگار از |جدایی نادر از سیمین|


سیمین: پدر ایشون آلزایمر داره اصلا متوجه نیست که ایشون پسرشه، اطرافش کی هست، به حالش چه فرقی می‌کنه چه تو باشی چه غریبه باشه…

نادر: چرا این حرفو میزنی؟ فرق می‌کنه…

سیمین: اون می‌فهمه که تو پسرشی؟

نادر: من که می‌فهمم اون پدرمه

.
.
.
اصغر فرهادی|جدایی نادر از سیمین|...

نمایش اطلاعات این پست

عمو خسرو

خسرو شکیبایی با اون صدای طلاییش می گفت:

بعضی وقت ها یکی یه طوری می سوزونت

که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن

بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه

که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.

زمانه ایست که خیلی چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست



( روحت شاد عمو خسرو )

نمایش اطلاعات این پست

یک روزی می رسد

یک روزی می رسد...
یک ملافه ی سفید پایان میدهد...
به من ...
به شیطنت هایم ...
به بازیگوشی هایم ...
به خنده های بلندم...
روزی که همه با دیدن عکسم...
بغض میکنند و میگویند...
دیوانه دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده .....
(مخاطب خاص)

نمایش اطلاعات این پست

به چه میخندی تــــــو؟

به چه میخندی تــــــو؟
.
به مفهوم غم انگیز جدایــــی؟
.
به چه چیـــ ـــــ ــز؟
.
به شكست دل من یا پیروزی خویــــــــش؟
.
به چه میخنـــــــ ـــــدی؟
.
به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كـــ ـــرد ؟
.
یا به افسونگری حرفهایت كه مرا سوخت و خاكستر كــرد ؟
.
به دل سادهی من میخندی كه دگرتا ابد نیز به فكر خود نیســـــت ؟
.
خنده دار است بخنــــ ـــــد ...
.

نمایش اطلاعات این پست

دو نیــمِه یِ یــکْ سیــبْ بودْیـــمْ...

مَــنْ و تـــو...
.
.
.
دو نیــمِه یِ یــکْ سیــبْ بودْیـــمْ...
.
.
تــو رآ یـِـکی بُــرْدْ...
.
.
مَــرآ کِــرْمْ خُـوردْ..

نمایش اطلاعات این پست

پیغام بازیگران به استقلالی ها

این یک نوع پیغام ب دوست داران فوتبال واستقلال هست پس بزن لایک قشنگه را

نمایش اطلاعات این پست

وقتی بغضم شکسته شد...

وقتی بغضم شکسته شد...

و نفس هایم؛

غرق شد در اندوه و بی تابی،

فقط "سکوت" با من بود!!

گاه گاهی که تنم...

خسته از لحظه ها؛

به سوی تلخ ترین مرداب زندگی کشیده می شد،

و شب هایی که بالشم

خیس می شد از اشک شبانه حسرت...

نمایش اطلاعات این پست
نویسندگان
alireza
amir
نظر سنجی
ایا سایت کارایی دارد؟؟؟و شما میتوانید به آسانی دانلود کنید؟




پشتیبانی
مطالب پر بازدید مطالب جدید مطالب تصادفی
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود.

لینک دوستان پیوندهای روزانه
تمامی حقوق مطالب این سایت مربوط به همین سایت می باشد و کپی برداری به شدت پیگرد قانونی دارد. | طراح قالب: Moisrex